پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

ملحقات

شمارهٔ ۷

چو از عالم جمال او عیانست

بعالم ازچه رو رویش نهانست

نظر کن در مزایای دو عالم

ببین عکس رخ او چون عیانست

رخ چون آفتاب یار تابان

ز روی جمله ذرات جهانست

جهان بی جلوه رخسار جانان

بجان او که بی نام و نشانست

ز روی ماهرویان بین جمالش

که عکس او عیان از مه رخانست

بما هر دم به حسنی رخ نماید

چه یار دلفریب و وه چه جانست

جهان شد مظهر حسن رخ او

جمالش ظاهر از کون و مکانست

بسر آن دهان کی راه یابد

مگر آن کو بغایت نکته دانست

ز بحر عشق کی جوید کناری

اسیری چون بجان اندر میانست

ادامه‌ی ملحقات

  1. شمارهٔ ۹یار در جانست و جان جویان که آن جانان کجاست
  2. شمارهٔ ۱۰طالب وصل ترا خانه چه کعبه چه کنشت
  3. شمارهٔ ۱۱یارم چو بناز و عشوه برخاست
  4. شمارهٔ ۱۲مرا با دوزخ و جنت چه کار است
  5. شمارهٔ ۱۳منادی در منادی این ندایست
  6. شمارهٔ ۱۴آئینه خدا بخدا مرتضی علیست
  7. شمارهٔ ۱۵آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شد
  8. شمارهٔ ۱۶دوش اندر بزم وصل یار بودم تا به روز
همه‌ی ملحقات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.