پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

ملحقات

شمارهٔ ۱۶

دوش اندر بزم وصل یار بودم تا به روز

شب همه شب مست آن دیدار بودم تا به روز

بی‌رقیب و مدعی در گلشن عیش و طرب

هم‌نشین با آن گل بی‌خار بودم تا به روز

گه‌گهی در خواب مستی بی‌خود و گاهی دگر

در هوای روی او بیدار بودم تا به روز

با خیال چشم مخمورش چو رند می‌پرست

یک دو دم مست و دمی هشیار بودم تا به روز

دل پی دلبر برفت و باز آمد دلبرم

دور از آن مه بی‌دل و دلدار بودم تا به روز

شب ز فکر زلف او جان بود اندر پیچ و تاب

وز رخ او غرقه در انوار بودم تا به روز

بی‌اسیری فارغ از اغیار و طعن مدعی

در تماشای جمال یار بودم تا به روز

ادامه‌ی ملحقات

  1. شمارهٔ ۱۸من که خورشید جمال تو عیان می بینم
  2. شمارهٔ ۱۹ما دل و دین در قمار عشق جانان باختیم
  3. شمارهٔ ۲۰ما مست شراب لعل یاریم
  4. شمارهٔ ۲۱ساقی شراب عشق ده تا از خرد یکسو شوم
  5. شمارهٔ ۲۲کافر عشقم مسلمان نیستم
  6. شمارهٔ ۲۳من آن رند خراباتم که هشیارانه می نوشم
  7. شمارهٔ ۲۴ما دو عالم را همه لا دیده ایم
  8. شمارهٔ ۲۵ای دل بیا بکوی خرابات جا کنیم
همه‌ی ملحقات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.