پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

مثنویات

شمارهٔ ۲ - عکس تو

باز از پس پرده شب تار

رخساره ماه شد پدیدار

آن پرتو سیمگون کمرنگ

با موج نسیم شد هم آهنگ

کم کم ز فراز کوهساران

غلطید بطرف جویباران

آهسته ز روی سنگ لغزید

افتاد میان آب و لرزید

من مست جمال و حال بودم

در خواب خوش خیال بودم

دیدم چو شدم ز نشئه هشیار

آن نقش که شد مرا نمودار

نه چشمه نه ماه سیمتن بود

عکس تو میان اشک من بود

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴ - عهد توباز از پس پرده شب تار
  2. شمارهٔ ۵ - میگونرفتی و دلم شکستی ایدوست
  3. شمارهٔ ۶ - دود سیگارخورشید چو از فراز کهسار
  4. شمارهٔ ۷ - نقش جامدیدمت با هزار جلوه و ناز
  5. شمارهٔ ۸ - گل میخکباز یاد آمدم ای سرو بلند
همه‌ی مثنویات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.