پرش به محتوای اصلی
نظامی عروضی نظامی عروضی

مقالت چهارم: در علم طب و هدایت طبیب

بخش ۳ - حکایت دو - بختیشوع

بختیشوع یکی از نصارای بغداد بود. طبیبی حاذق و مشفقی صادق بود و مرتب به خدمت مأمون.

مگر از بنی هاشم از اقرباء مأمون یکی را اسهال افتاد. مأمون را بدان قریب دلبستگی تمام بود.

بختیشوع را بفرستاد تا معالجت او بکند. او بر پای خاست و جان بر میان بست از جهت مأمون، و به انواع معالجت کرد. هیچ سود نداشت و از نوادر معالجت آنچه یاد داشت بکرد، البته فایدت نکرد و کار از دست بشد و از مأمون خجل می‌بود.

و مأمون به جای آورد که بختیشوع خجل می‌ماند. گفت:

«یا بختیشوع! خجل مباش! تو جهد خویش و بندگی خویش به جای آوردی، مگر خدای عز و جل نمی‌خواهد. به قضا رضا ده که ما دادیم.»

بختیشوع چون مأمون را مأیوس دید گفت:

«یک معالجت دیگر مانده است، به اقبال امیرالمؤمنین بکنم، اگر چه مخاطره است اما باشد که باری تعالی راست آرد.»

و بیمار هر روز پنجاه شصت بار می‌نشست. پس مسهل بساخت و به بیمار داد. آن روز که مسهل خورد زیادت شد. دیگر روز باز ایستاد.

اطبا از او سؤال کردند که:

«این چه مخاطره بود که تو کردی؟»

جواب داد که:

«مادت این اسهال از دماغ بود و تا از دماغ فرود نیامدی این اسهال منقطع نگشتی. و من ترسیدم که اگر مسهل دهم نباید که قوت به اسهال وفا نکند. چون دل بر گرفتند گفتم آخر در مسهل امید است و در نا دادن هیچ امید نه، بدادم و توکل بر خدای کردم که او تواناست، و باری تعالی توفیق داد و نیکو شد و قیاس درست آمد، زیرا که در مسهل نا دادن مرگ متوقع بود و در مسهل دادن مرگ و زندگانی هر دو متوقع بود، مسهل دادن اولیتر دیدم.»

ادامه‌ی مقالت چهارم: در علم طب و هدایت طبیب

  1. بخش ۵ - حکایت چهار - محمد بن زکریای رازیهم از ملوک آل سامان امیر منصور بن نوح بن نصر را عارضه‌ای افتاد که مزمن گشت و بر جای بماند و اطبا در آن معالجت عاجز ماندند.
  2. بخش ۶ - حکایت پنج - ابوعلی سینا و شفای بیمار عشقابو العباس مأمون خوارزمشاه وزیری داشت نام او ابوالحسین احمد بن محمد السهیلی، مردی حکیم طبع و کریم نفس و فاضل، و خوارزمشاه همچنین حکیم طبع و فاضل دوست بود. و به سبب ایشان چندین حکیم و فاضل بر آن درگاه جمع شده بودند چون ابوعلی سینا و ابوسهل مسیحی و ابوالخیر
  3. بخش ۷ - حکایت شش - معالجهٔ حمالصاحب کامل الصناعة طبیب عضدالدوله بود به پارس به شهر شیراز.
  4. بخش ۸ - حکایت هفت - بوعلی و درمان آن که می‌پنداشت گاو استمالیخولیا علتی است که اطبا در معالجت او فرو مانند. اگر چه امراض سوداوی همه مزمن است لیکن مالیخولیا خاصیتی دارد به دیر زائل شدن، و ابوالحسن بن یحیی اندر کتاب معالجت بقراطی که اندر طب کس چنان کتابی نکرده است بر شمرد از ائمه و حکما و فضلا و فلاسفه که چند از
  5. بخش ۹ - حکایت هشت - ادیب اسماعیل و زنده کردن مردهدر عهد ملکشاه و بعضی از عهد سنجر فیلسوفی بود به هرات و او را ادیب اسماعیل گفتندی. مردی سخت بزرگ و فاضل و کامل، اما اسباب او و معاش او از دخل طبیبی بودی و او را از این جنس معالجات نادره بسیار است.
  6. بخش ۱۰ - حکایت نه - درمان شیخ الاسلام عبدالله انصاری کتابسوزشیخ الاسلام عبدالله انصاری قدس الله روحه با این خواجه تعصب کردی و بارها قصد او کرد و کتب او بسوخت.
  7. بخش ۱۱ - حکایت ده - جالینوسیکی را از مشاهیر شهر اسکندریه به عهد جالینوس سر دست درد گرفت و بی قرار شد و هیچ نیارامید.
  8. بخش ۱۲ - حکایت یازده - جاثلیق و فضل بن یحیی برمکیفضل بن یحیی برمکی را بر سینه قدری برص پدید آمد.
همه‌ی مقالت چهارم: در علم طب و هدایت طبیب ←

نظامی عروضی درباره‌ی نظامی عروضی

احمد بن عمر بن علی سمرقندی، مکنی به ابوالحسن، ملقب به نظام‌الدین یا نجم‌الدین، و معروف به نظامی عروضی، از نویسندگان و شاعران قرن ششم هجری قمری و مؤلف کتاب «مجمع‌النوادر» معروف به «چهارمقاله» است. چهارمقالهٔ نظامی عروضی از روی تصحیح علامه قزوینی و به همت خانم کیانا زرکوب در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.