پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۳۱

ای دل طمعم زان همه سرگردانی

نومیدی و درد بود و بی‌درمانی

این کار نه بر امید آن می‌کردم

باری تو که در میان کاری دانی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۳۳ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی
  2. رباعی شمارهٔ ۴۳۴گر در همه عمر یک نکویی بکنی
  3. رباعی شمارهٔ ۴۳۵با بوعلی آبی ار بهم بنشینی
  4. رباعی شمارهٔ ۴۳۶رو رو که تو یار چو منی کم بینی
  5. رباعی شمارهٔ ۴۳۷هر روز به نویی ای بت سلسله‌موی
  6. رباعی شمارهٔ ۴۳۸شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
  7. رباعی شمارهٔ ۴۳۹گفتم که نثار، جان کنم گر آیی
  8. رباعی شمارهٔ ۴۴۰چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.