پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۳۴

گر در همه عمر یک نکویی بکنی

صد گونه جفا و زشت‌خویی بکنی

گویی که برغم تو چنین خواهم کرد

داری سر آنکه هرچه گویی بکنی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۳۶رو رو که تو یار چو منی کم بینی
  2. رباعی شمارهٔ ۴۳۷هر روز به نویی ای بت سلسله‌موی
  3. رباعی شمارهٔ ۴۳۸شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
  4. رباعی شمارهٔ ۴۳۹گفتم که نثار، جان کنم گر آیی
  5. رباعی شمارهٔ ۴۴۰چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
  6. رباعی شمارهٔ ۴۴۱ای محنت هجر بر دلم سر نایی
  7. رباعی شمارهٔ ۴۴۲با دل گفتم گرد بلا می‌پویی
  8. رباعی شمارهٔ ۴۴۳صورت‌گر فطرت ننگارد چو تویی
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.