پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۶۹

جان درد تو یادگار دارد بی‌تو

اندوه تو در کنار دارد بی‌تو

با این همه من ز جان به جان آمده‌ام

جان در تن من چه کار دارد بی‌تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۷۱آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو
  2. رباعی شمارهٔ ۳۷۲آن بت که به دست غم گرفتارم ازو
  3. رباعی شمارهٔ ۳۷۳کسری که کمان عدل او کرد به زه
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷۴چون باز کنی ز زلف پرتاب گره
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷۵ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه
  6. رباعی شمارهٔ ۳۷۶با روز رخ تو گرچه ای روت چو ماه
  7. رباعی شمارهٔ ۳۷۷از بهر هلال عید آن مه ناگاه
  8. رباعی شمارهٔ ۳۷۸با من به سخن درآمد امروز پگاه
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.