پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۷۲

آن بت که به دست غم گرفتارم ازو

وز دست همی درگذرد کارم ازو

بیزار شدست از من و من زارم ازو

دل نی و هزار درد دل دارم ازو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۷۴چون باز کنی ز زلف پرتاب گره
  2. رباعی شمارهٔ ۳۷۵ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه
  3. رباعی شمارهٔ ۳۷۶با روز رخ تو گرچه ای روت چو ماه
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷۷از بهر هلال عید آن مه ناگاه
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷۸با من به سخن درآمد امروز پگاه
  6. رباعی شمارهٔ ۳۷۹بر من در محنت و بلا باز مخواه
  7. رباعی شمارهٔ ۳۸۰ای امر تو ملک را عنان بگرفته
  8. رباعی شمارهٔ ۳۸۱ای لشکر تو روی زمین بگرفته
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.