پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹۵

من غره به گفتار محال تو شدم

زان روی سزای گوشمال تو شدم

وین طرفه که آزمود صد بار ترا

هم باز به عشوه در جوال تو شدم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹۷روزی که به حیلت به شب تیره برم
  2. رباعی شمارهٔ ۲۹۸زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
  3. رباعی شمارهٔ ۲۹۹سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
  4. رباعی شمارهٔ ۳۰۰چون روی ندارم که به رویت نگرم
  5. رباعی شمارهٔ ۳۰۱ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰۲آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
  7. رباعی شمارهٔ ۳۰۳از غم صدف دو دیده پر در دارم
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۴در کوی غمت هزار منزل دارم
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.