پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹۸

زلف تو دلم برد و به جان در خطرم

گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم

باری دمی از زیر کله بیرون کن

چندان که ز دور در دل خود نگرم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰۰چون روی ندارم که به رویت نگرم
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰۱ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
  3. رباعی شمارهٔ ۳۰۲آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
  4. رباعی شمارهٔ ۳۰۳از غم صدف دو دیده پر در دارم
  5. رباعی شمارهٔ ۳۰۴در کوی غمت هزار منزل دارم
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰۵راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
  7. رباعی شمارهٔ ۳۰۶نه در غم عشق یار یاری دارم
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۷ای دل ز وصال تو نشانی دارم
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.