پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۵۰

بازار قبول گل چو شد خوش خوش تیز

گفتم که به باغ در شو ای دلبر خیز

گل گفت که آب قدمش خیره مریز

ما دست گلابگر گرفتیم و گریز

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۵۲پیروزشه ای خورده سپهر از تو هراس
  2. رباعی شمارهٔ ۲۵۳ماییم درین گنبد دیرینه اساس
  3. رباعی شمارهٔ ۲۵۴در منزل دل غم تو می‌آید و بس
  4. رباعی شمارهٔ ۲۵۵روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش
  5. رباعی شمارهٔ ۲۵۶ماییم و دو شیشکک می روشن و خوش
  6. رباعی شمارهٔ ۲۵۷چون بندگی شهت نمی‌آید خوش
  7. رباعی شمارهٔ ۲۵۸ای دل تو برو به نزد جانان می‌باش
  8. رباعی شمارهٔ ۲۵۹ای ماه رکاب خسرو گردون رخش
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.