پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۵ - حکیم به دنبال ناصرالدین به منصوریه رفت او رابه بزم‌گاه راه ندادند این قطعه را سروده بار خواست

ای خصم تو پست و قدر والا

وی عقل تو پیر و بخت برنا

ای کرده به خدمت همایونت

هفت اختر و نه فلک تولا

ای پار گشاده بند امسال

و امروز بدیده نقش فردا

هم دست تو دستگاه روزی

هم پای تو پایگاه بالا

رای تو که کسوت کواکب

بر چرخ کنند ازو مطرا

ملک چو بنات را کشیدست

در سلک نظام چون ثریا

آنی که گر آسمان کند دست

با کین تو در کمر چو اعدا

بگشاید روز انتقامت

بند کمر از میان جوزا

من بنده به عادتی که رفتست

رفتم به در سرای والا

گفتند که تو خبر نداری

کان کوه وقار شد به صحرا

ای ذره به باغ رفت خورشید

وی قطره به کوشک رفت دریا

اینک به درم نشسته حیران

با رشک نهان و اشک پیدا

برخوانم راحلون اگر نیست

امید به مرحبا و اهلا

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷ - در التماس شرابایا صدری که از روی بزرگی
  2. شمارهٔ ۸سمند فخر دین فاخر ز فخرت مفتخر بادا
  3. شمارهٔ ۹ - در تهدیدآفتاب سخا حمیدالدین
  4. شمارهٔ ۱۰ - در معذرت صاحبای بر عقاب کرده تقدم ثواب را
  5. شمارهٔ ۱۱ - عزل خواجه شهاب را خواهدای صدر نایبی به ولایت فرست زود
  6. شمارهٔ ۱۲ - وقتی انوری را درد پایی عارض گشته و ناصرالدین طاهر به عیادت وی رفته در شکر آن و عذرخواهی این قطعه گفته استاین فلک پیش طالع نیکت
  7. شمارهٔ ۱۳ - در شکایت زمانهخطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی
  8. شمارهٔ ۱۴ - در مذمت فرمان‌برداری از زنکرا عقل باشد زبر دست شهوت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.