پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح شمس‌الدین بهروز

ای بر اعدا و اولیا پیروز

در مکافات این و آن‌شب و روز

بر یکی جود فایضت غالب

وز دگر جاه قاهرت کین‌توز

بذل نزدیک همت تو چو وام

کرمت وام تو ز شکر اندوز

داده بی‌میل و کرده بی‌کینه

دور این مایه‌ساز صورت‌سوز

قالب دوستانت را دل شیر

حال دشمنانت را سگ و یوز

ای بحق هر دو تصرف تو

مالک هر دوی بدر و بدفوز

زانکه اقبال خویش را دیدم

با رخ دلگشای جان‌افروز

گفتمش هان چگونه داری حال

زیراین ورطه تاب حادثه‌سوز

گفت ویحک خبر نداری تو

که بگو بازگشت آخر گوز

حدثان کرد رای پای‌افزار

آسمان گشت مرغ دست‌آموز

شب محنت به آخر آمد و شد

شب من روز و روز من نوروز

روزم از روز بهترست اکنون

از مراعات شمس دین بهروز

باد عمرش چو جاه روز افزون

عمر اعداش عمر روز سپوز

حاسدانش همیشه سرگردان

غم بر ایشان ز بخت بد فیروز

وقت بر آبریز سبلتشان

آنکه گویند صوفیانش گوز

جاودان از فلک خطابش این

کای بر اعداد و اولیا پیروز

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفرزهی دست تو بر سر آفرینش
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امام بزرگ شیخ قطب الدین ابوالمظفر العبادیای شادی جان آفرینش
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح صفوةالدین مریم خاتونای نهان گشته در بزرگی خویش
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح صاحب اوحدالدین اسحقدوش سرمست آمدم به وثاق
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - در مناجات باری تعالیمقدری نه به آلت به قدرت مطلق
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبکای سپاهت را ظفر لشکرکش و نصرت یزک
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح جلال‌الدین محمدای گشته نوک کلک تو صورت‌نگار ملک
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در وصف کوشک صدر سعید ابوالحسن عمرانیحبذا کارنامهٔ ارتنگ
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.