پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح صفوةالدین مریم خاتون

ای نهان گشته در بزرگی خویش

وز بزرگی ز آسمان شده بیش

آفتاب این چنین بود که تویی

آشکار و نهان ز تابش خویش

تو ز اندیشه آن سویی و جهان

همه زین سوی عقل دوراندیش

باد بر سدهٔ تو هم نرسد

باد فکرت نه باد خاک پریش

وهم را بین که طیره برگشتست

پر بیفکنده پای ز ابله ریش

ای توانگر ز تو بسیط زمین

وز نظیر تو آسمان درویش

بی‌تو رفتست ورنه در زنبور

در پی نوش کی نشستنی نیش

لطف ار پای درنهد به میان

گرگ را آشتی دهد با میش

آسمان گر سلاح بربندد

تیر تدبیر تو نهد در کیش

ماهتاب از مزاج برگدد

گر به حلق تو بر بمالد خیش

ور کند چوب آستان تو حکم

شحنهٔ چوبها شود آدیش

جان نو داده‌ای جهانی را

فرق ناکرده اهل مذهب و کیش

این نه خلقست نور خورشیدست

که به بیگانه آن رسد چو به خویش

شاد باش ای به معجزات کرم

مریمی از هزار عیسی بیش

تا نگویی که شعر مختصرست

مختصر نیست چون تویی معنیش

بخدای ار کس این قوافی را

به سخن برنشاندی به سریش

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - در مناجات باری تعالیمقدری نه به آلت به قدرت مطلق
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبکای سپاهت را ظفر لشکرکش و نصرت یزک
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح جلال‌الدین محمدای گشته نوک کلک تو صورت‌نگار ملک
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در وصف کوشک صدر سعید ابوالحسن عمرانیحبذا کارنامهٔ ارتنگ
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح مخدرةالکبری عصمة الدین مریم خاتونمرحبا موکب خاتون اجل
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ - مدح شیخ امام جمال‌الاسلامای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ناصرالدین طاهر و وصف ربیعجرم خورشید چو از حوت درآید به حمل
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح دستور نظام‌الملک صدرالدین محمدبه نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.