پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۳۸

ای یار چو روزگار یار من و توست

بس کس که حسود روزگار من و توست

این باده که اندوه‌گسار من و توست

برگیر و بیا که ‌کار کار من و توست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۰تا دین باشد به جز یکی یزدان نیست
  2. شمارهٔ ۴۱بیدادی و فتنه در جهان آیین نیست
  3. شمارهٔ ۴۲در عشق توام امید بهروزی نیست
  4. شمارهٔ ۴۳در راه نسا ای ملک پاک سرشت
  5. شمارهٔ ۴۴آن‌کس‌که چراغ مهر تو در بر یافت
  6. شمارهٔ ۴۵تا از برم آن یار پسندیده برفت
  7. شمارهٔ ۴۶ای شاه فلک یاد تو را نوش گرفت
  8. شمارهٔ ۴۷گر یابد زهره آگهی از نامت
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.