پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۴۵

تا از برم آن یار پسندیده برفت

آرام و قرار از دل شوریده برفت

خون دلم از دیده رواست از آنک

از دل برود هر آنچه از دیده برفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۷گر یابد زهره آگهی از نامت
  2. شمارهٔ ۴۸ای راحت جان ما ز دو مرجانت
  3. شمارهٔ ۴۹از تیغ چو آب تو به رزم آتش زاد
  4. شمارهٔ ۵۰خالق همه اقبال خلایق به تو داد
  5. شمارهٔ ۵۱باکم ز منی پای تو اندر گل باد
  6. شمارهٔ ۵۲هرگز دل تو به هیچکس شاد مباد
  7. شمارهٔ ۵۳گیتی ملکا جز به تو آباد مباد
  8. شمارهٔ ۵۴هر کار که هست جز به‌ کام تو مباد
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.