پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

قطعات

شمارهٔ ۳۰

کردم اندر فتح غزنین ساحری در شاعری

کرد پرگوهر دهانم پادشاه گوهری

دست رادش در دهانم درّ دریایی نهاد

چون ببارید از زبانم پیش او درّ دری

پادشا بخشد به شاعر زرّ و دیبا و قصب

او مرا این هر سه بخشید و جواهر بر سری

درکنارم درّ و فیروزه است و لعل از جود او

در وثاقم جامهٔ رومی و زرّ جعفری

هرگز از محمود غازی این عطا کی یافتند

زینبی و عسجدی و فرخی و عنصری

گر زند از جود محمودی به گیتی داستان

گشت باطل جود محمودی ز جود سنجری

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۲ای بار خدایی که خداوند جهانی
  2. شمارهٔ ۳۳ای شاه عطا بخش که بخشنده‌تر از تو
  3. شمارهٔ ۳۴مرا از پی خدمت شاه باید
همه‌ی قطعات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.