پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

قصاید

شمارهٔ ۲۹۰

عزیز کرد مرا باز در محل قبول

ظهیر دولت شاه و شهاب دین رسول

چنان شنید ز من شعر، کاحمد مختار

شنید وحی ز روح‌الامین به وقت نزول

چو در ستایش او لفظ من مکرر شد

لَطَف نمود و ز تکرار من نگشت ملول

کجا ملول شود صاحبی که گاه سخن

بود ز خاطر او نظم را فروع و اصول

ایا ستوده‌کریمی که شعرگویان را

ز شکر مَکْرِمت توست نکته‌های فصول

کمال فضل تو داری و من به مجلس تو

چو فضل خویش نمایم بود کمال فضول

اگر هزار زبانم بود به‌ جای یکی

سزد که رای شریفت دهد نشان قبول

تو پشت آل بتولی و هست نایب من

به مجلس تو خداوند شمع آل بتول

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۹۲گهی ز مشک زند برگل شگفته رقم
  2. شمارهٔ ۲۹۳شهی‌ که هست همه عالمش به زیر علم
  3. شمارهٔ ۲۹۴ز عقدهٔ ذَنب آخر برست شمس عجم
  4. شمارهٔ ۲۹۵ای قاعدهٔ ملک به فرمان تو محکم
  5. شمارهٔ ۲۹۶آن چنبر پرحلقه و ان حلقه پرخم
  6. شمارهٔ ۲۹۷هفت چیز از خسرو عالم همی نازد به هم
  7. شمارهٔ ۲۹۸موسم عید و لب دجله و بغداد خُرَم
  8. شمارهٔ ۲۹۹فرخنده باد و خرم نوروز شاه عالم
همه‌ی قصاید ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.