پرش به محتوای اصلی
عمعق بخاری عمعق بخاری

قصاید

شمارهٔ ۹ - قصیدهٔ ناتمام در مدح ملک تاج الملوک محمود

وقت گل سوری، خیز ای نگار

بر گل سوری می سوری بیار

بربط سُغدی را گردن بگیر

زخمهٔ زیر و بم او برگمار

زان می نوشین، که چو جانم بدی

گر شدی اندر تن من پایدار

آنکه بود در تن آزادگان

از همه شادی و طرب دستیار

گوهر جود است، که گردد بدو

از گهر مردم جود آشکار

گر نبدی خاصیت او به جود

جای نبودیش کف شهریار

خسرو محمود شهنشاه دهر

تاج ملوک و ملک شهریار

آتش سوزنده به هنگام رزم

مهر فروزنده به هنگام بار

آنکه ازو باغ بهار است ملک

کف زر افشانش ابر بهار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۱ - تغزلدوش آن صنم سنگدل سیم بنا گوش
  2. شمارهٔ ۱۲ - در نکوهش اغل نامدهانت، ای اغل، گنده ریش، گنده بغل
  3. شمارهٔ ۱۳ - در مدح شمس الملکرسول بخت به من بنده دوش داد پیام
  4. شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمظفر ابراهیممست و شادان در آمد از در تیم
  5. شمارهٔ ۱۵ - در مدح نصرخیال آن صنم سرو قد سیم ذقن
  6. شمارهٔ ۱۶ - قصیده ناتمام در مدح الب ارسلانبه گردون برین بر شد، ز فخر این ملکت ایران
  7. شمارهٔ ۱۷ - در مدح کمال الدین محمودزهی دولت! زهی ملکت! زهی همت! زهی سلطان!
  8. شمارهٔ ۱۸ - قصیده ناتمام در مدح شمس المک ناصر الدین نصرای نگار، از بس که اندر دلبری دستان کنی
همه‌ی قصاید ←

عمعق بخاری درباره‌ی عمعق بخاری

امیرالشعرا شهاب‌الدین عَمعَق بُخاری (زادهٔ ۴۴۰ هجری قمری در بخارا، درگذشتهٔ ۵۴۲ یا ۵۴۳ قمری) مُکَنی به ابوالنجیب و ملقب به شهاب الدین و امیرالشعراء، از شاعران پارسی گوی سدهٔ پنجم و ششم قمری در ماوراءالنهر است. او به درگاه پادشاهان آل افراسیاب تعلق داشت و چند تن از امیران آن را مدح کرده‌است. اشعار وی آکنده از صنایع بدیع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.