پرش به محتوای اصلی
عمعق بخاری عمعق بخاری

قصاید

شمارهٔ ۱۱ - تغزل

دوش آن صنم سنگدل سیم بنا گوش

آمد بر من تنگ دل و خسته و مدهوش

دو نرگس مخمور چو دو نایژه خون

دو لعل گهر پوش چو دو ناوچه نوش

ای عارض سیمینش پر از قطره سیماب

ای زلفک مشکینش پر از عنبر پر جوش

دو لب چو دو تا لعل و دو یاقوت شکر بار

دو رخ چو دو گلبرگ و دو خورشید زره پوش

از خون رخ رنگینش پر از جدول تقویم

وز اشک پر از گوهر ناسفته بناگوش

غرقه شده از خون دل آن چهره شیرینش

تیره شد از گرد غم آن صورت نیکوش

آمد بر من، گفت: زهی یار وفادار

بس زود شد این بیعت و سوگند فراموش

ما را به بها عرضه کند پیش تو نخاس

تو سنگدل از دور همی بینی و خاموش

ای راه خرد بسته، گهی چند به ره آی

وی سد جفا بسته، زمانی به وفا کوش

بی قدرترین کس منم امروز برِ تو

یاد آیدت آن گه که تهی ماند آگوش

بس خون که فرو ریزی شبگیر به بالین

آن شب که مرا جویی از دامن شب پوش

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳ - در مدح شمس الملکرسول بخت به من بنده دوش داد پیام
  2. شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمظفر ابراهیممست و شادان در آمد از در تیم
  3. شمارهٔ ۱۵ - در مدح نصرخیال آن صنم سرو قد سیم ذقن
  4. شمارهٔ ۱۶ - قصیده ناتمام در مدح الب ارسلانبه گردون برین بر شد، ز فخر این ملکت ایران
  5. شمارهٔ ۱۷ - در مدح کمال الدین محمودزهی دولت! زهی ملکت! زهی همت! زهی سلطان!
  6. شمارهٔ ۱۸ - قصیده ناتمام در مدح شمس المک ناصر الدین نصرای نگار، از بس که اندر دلبری دستان کنی
همه‌ی قصاید ←

عمعق بخاری درباره‌ی عمعق بخاری

امیرالشعرا شهاب‌الدین عَمعَق بُخاری (زادهٔ ۴۴۰ هجری قمری در بخارا، درگذشتهٔ ۵۴۲ یا ۵۴۳ قمری) مُکَنی به ابوالنجیب و ملقب به شهاب الدین و امیرالشعراء، از شاعران پارسی گوی سدهٔ پنجم و ششم قمری در ماوراءالنهر است. او به درگاه پادشاهان آل افراسیاب تعلق داشت و چند تن از امیران آن را مدح کرده‌است. اشعار وی آکنده از صنایع بدیع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.