پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۶۲

بازوی ملک نیامیخت چو تو شمشیری

خامه و هم نیانگیخت چو تو تمثالی

از سراپردهٔ جاه تو هوا دهلیزی

وز ترازوی وقار تو زمین مثقالی

زخمه ی گرز، و،صلیل سرتیغت زعراق

بخراسان وری افتاد ظفر را حالی

زاده بخت جوان تو جهان کهن است

طفل دیدی که تولد کند ازوی زالی

صفدرا، چرخ بهر مرتبه درپای آرد

در هوای سخن، ار باز گشایم بالی

هر که لفظی بهم آرد نشود همسرمن

کل کجا، دیلم گردد بکلاه شالی

گر جهودی شود از حاشیه متنی حشو!

من مسیحم نکشم غاشیه دجالی

تا که بر ماه نگارم رقم مدحت شاه

همتم داشت زبان بند چوماهی سالی

بی دل من که بود غالب ساغر ز مئی

بی رخ گل که بود بلبل عاشق لالی

قلم پرتو خورشید نگارد لیلی

سایه شهپر سیمرغ بر آرد زالی

من نه آنم که شوم بهردوزرپاره قلب

حلقه در گوش لئیمان چودف قوالی

شاخ طوبی چو سر پنجه دعوی بفراخت

بازوی بال نیارد که بر آرد بالی

آیت معنی تیغ تو روایت کندا

هر زبان قلمی کاو بنگارد قالی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۴ای فکرت تو بکام کرده
  2. شمارهٔ ۶۵ای گهرپاک کز خزاین افلاک
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.