پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۶۴

ای فکرت تو بکام کرده

بالای زمانه در زبانی

مرگ از کف خنجر تو جسته

با صد حیلت زنیم جانی

تا صدر جهان پیربنشست

چون بخت تو به نشین جوانی

زنجیر گسل بنات حزمت

نیلی بندد بر آسمانی

از بازوی هیبت توزخمی

وز تعبیه بلا جهانی

هر زال کجا تواند آویخت

با روستمی به دوکدانی

از عالم مدح تو چه بیند

فکری بدریچه بیانی

بر بام جهان کجا توان شد

با نیم شکسته نردبانی

ای بیع گه هنر در تو

در وجه کسی نه آشیانی

گر منزل روح پیشت آرد

هر روز بتازه کاروانی

دانی که گران بها نباشد

بلبل طبعی بر آستانی

از بهر وثاق کهنه ی چند

بر من سبکی کند کرانی

حقا که اگر بهشتی ارزد

درد سر خام قلتپانی

تا خاک بود کران رکابی

تا باد بود سبک عنانی

از آتش و آب خنجر تو

بادا اثری بهر مکانی

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.