پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

سحر حلال

بخش ۳ - در توحید باریتعالی گوید

ای که بر اسرار تو دانا کمند

کی رسد از عقل کس آنجا کمند

کیست درین مرحله تا آخرت

رهبر اول شده یا آخرت

چون همه ز اندیشه خود واپسند

کی بود اندیشه‌ات از ما پسند

کی کند ادراک تو حاصل خرد

فهم کی این عشوه باطل خرد

در کف داود تو جان جبه چیست

علم تو داند که در آن جبه چیست

لطف تو بخشنده تخت از نواخت

یوسف جان رایت بخت از نو آخت

یافته از لطف تو جنت نعم

قهر تو لا گفته و رحمت نعم

بخشش تو نعمت و گنج روان

رنجش تو علت و رنج روان

تا شدی از بنده دین رنج‌کاه

یافته صد راحت ازین رنجگاه

گلبن تن را دهی از جان نوا

بلبل دل را رسد از آن نوا

نغمه شوقت دل عشاق راست

آمد از آن نغمه عشاق راست

بنده بی‌عشق تو مرد ار زنست

بهتر از آن بی‌غم و درد ارزنست

در مکش از کرده بد روز ما

شب مکن از هیبت خود روز ما

ادامه‌ی سحر حلال

  1. بخش ۵ - نعت سید المرسلیناحمد مرسل گل این کشته زار
  2. بخش ۶ - در خطاب زمین بوس گویدای شده در خانه جان منزلت
  3. بخش ۷ - منقبت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالبپیر و حیدر شو و همرنگ آل
  4. بخش ۸ - نعت ایمه اثنا عشرچون علی اندر ره دین راهبر
  5. بخش ۹ - در موعظه و نصیحت گویدساقی از آن شیشه منصور دم
  6. بخش ۱۰ - سبب نظم کتابساقی از آن مشربه یاقوت ده
  7. بخش ۱۱ - نکته در بیان وحی و الهامساقی از اغیار در امشب ببند
  8. بخش ۱۲ - تعریف مولانا کاتبی و مجمع البحرین اوقافیه سنجان همه عیسی دمند
همه‌ی سحر حلال ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.