پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

سحر حلال

بخش ۲۲ - رسیدن نامه گل به جم و جواب نوشتن او

ساقی از آن چشمه کوثر نسیم

کآب رخ او داده ز گوهر بسیم

میکند آن آینه رو یاوری

تا تو در آن آینه روی آوری

در دل من بوی امیدست باز

چشم دل از روی امیدست باز

غنچه سربسته گل باز شد

هدهد پر بسته گل باز شد

خواند جم آن نامه و آن راز او

گفت که من نشنوم آنرا ز او

جم دگر آمد ره زاری سپرد

کرد خطی از پی یاری سپرد

کای گل از این خواری جم درگذر

چون گل و خار آمده هم درگذر

ره بده ای گلبن جان بخش من

تا رسد از خرمن جان بخش من

گر شده پر این چمن از صد هزار

کو یکی ای گل چو من از صد هزار

غصه من کز دل من خون مزید

آمده بر قصه مجنون مزید

گر دمد از کهگل من یاسمن

کی رود از این دل من یاس من

گر نظر ایگل سمن آسا کنی

صد دل آشفته تن آسا کنی

چشمه مهرت دل ما تشنه دید

چاره ما هیچ جز آتش ندید

مرغ اگر از صحبت گلزار سوخت

مرغ من از فرقت گل زار سوخت

ادامه‌ی سحر حلال

  1. بخش ۲۴ - رفتن جم بگوی بازی و افتادن از اسب و هلاک شدنساقی ازین چنبر غم داد داد
  2. بخش ۲۵ - رفتن گل در آتش و سوختن با نعش جمساقی ازین کاسه و خوان کبود
  3. بخش ۲۶ - در خاتمه کتاب فرمایدساقی ازین جرعه در انجام کوش
همه‌ی سحر حلال ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.