پرش به محتوای اصلی
میرزا آقاخان کرمانی میرزا آقاخان کرمانی

نامهٔ باستان

بخش ۵ - اشارت به اشتباهات مورخان ایران

گهی شاه را پهلوان خوانده است

گهی عصر این را بدان رانده است

گهی کشوری را کند شاه نام

گهی شخص نامیده قومی تمام

گهی نام جنگی شده پهلوان

گهی گوید از دیو و از جاودان

یکی را کند شاه سالی هزار

پدر را به جای پسر شهریار

دریغا که تاریخ در آن زمان

چو مه بود در زیر ابری نهان

هم آثار پیدا نبودی بسی

خطوط کهن را نخواندی کسی

زآتور و از بابل و لیدیا

زآلام و از هتن و از میدیا

ز یونان و از مصر و قوم فنیس

نبود آگهی نزد دستان نویس

ازین رو سروده سخن ناشناس

یکی را نموده به دیگر قیاس

زمان های شاهان همه درهم است

سخن های تاریخ بس مبهم است

چو صد سال شاهی کند کیقباد

کس از توس و آرش نیارد به یاد

فریبرز کو بود شاه مدی

نتابید ازو فره ایزدی

چو کاوس فرمان براند بسی

زاکمینیان یاد نآرد کسی

چو لهراسب شاهی کند گاه دیر

به یونان سفارت نماید زریر

چو گشتاسب باشد یکی شهریار

زشاهی فرو ماند اسفندیار

سه پنجه که شاهی کند اردشیر

دوم اردشیر را نیاید بویر

چو رستم زید سالیان دراز

به هر جنگ او خود بود رزم ساز

چو گرشسب باز او نشیند به تخت

شود زال زر پهلوی نیکبخت

چو سیروس خواند همی زند و است

مه و سال زردشت نباشد درست

چو ضحاک شاهیست سالی هزار

نیایند کلدانیان در شمار

فریدون چو شاهی کند پنج صد

به آبادیان سلطنت کی رسد

چو افراسیاب است خاقان ترک

همان شیده او راست پور بزرگ

چو ایلاگوی شد ز تورانیان

بود رود کارن یکی پهلوان

چو ایراک پور فریدون بود

شلمناصر و تور وارون شود

چو آثور شد سرو شاه یمن

بود شهر نینویه نام چمن

چو سگسار شد نام مازندران

همان گرگساران بود اندران

چو ملک دیاگوست دشت دغو

ز گرسیوز آرند دختی نکو

چو آرمینه هم گشت سرحد تور

گرازان در آن جا برآرند شور

گر ایرش همان جنگ آرش بود

چو سیوز که نام سیاوش بود

گروهی زره پهلوانی نبود

فرود دلاور جوانی نبود

نه پیران ویسه است دستور شه

که او خود بود جاودانی سپه

آلانان به جز ملک آلام نیست

که گوید به شهنامه نام دژیست

گروهی ز تاتار باشد پشنگ

که بودند به امیدیان پیش جنگ

گهارگهانی است هون سیاه

که بودی قراخان زتوران سپاه

بلاشان به جز قوم شریک نیست

چو بیژن که افسانه ی بی زنی ست

پشن خود بود جنگ نورانیاس

که اندر پلانه بد آن را اساس

از این گونه باشد غلط ها بسی

که آگه نبودی از این ها کسی

مگر اندرین عصر فرخنده بن

که پیدا شد آن رازهای کهن

دریغ است که امروز ایرانیان

ندانند تاریخ پیشینیان

ادامه‌ی نامهٔ باستان

  1. بخش ۷ - در بیان ملت آریاناخوشا قوم آریان نیکو تبار
  2. بخش ۸ - سلاله آبادیانخنک گاه آبادیان گزین
  3. بخش ۹ - سلاله آجامیانزهی عصر آجامیان سترگ
  4. بخش ۱۰ - سلاله ی فریدونخوشا وقت شاه، آفریدون گرد
  5. بخش ۱۱ - احوال سلم و تور و عصر پهلوانیاگرچه پس از آن دو فرمانروا
  6. بخش ۱۲ - سلاله ی مدی و پادشاهی کیقبادچنین تابگاه گو کی نژاد
  7. بخش ۱۳ - زمان فترت مدیدگرباره برخاست آشوب و جنگ
  8. بخش ۱۴ - پادشاهی توسپس آنگه مغان انجمن ساختند
همه‌ی نامهٔ باستان ←

میرزا آقاخان کرمانی درباره‌ی میرزا آقاخان کرمانی

میرزا عبدالحسین کرمانی معروف به میرزا آقاخان کرمانی (زادهٔ ۱۲۳۲ هجری شمسی در بردسیر کرمان، مقتول به سال ۱۲۷۵ هجری شمسی در تبریز) نویسنده، آزادی‌خواه، منتقد و از شخصیتهای دورهٔ مشروطهٔ ایران است. کتاب «نامهٔ باستان» یا «سالارنامه» از وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.