پرش به محتوای اصلی
میرزا آقاخان کرمانی میرزا آقاخان کرمانی

نامهٔ باستان

بخش ۴۰ - جنگ اردشیر با مصریان

سپس رفتن مصر را ساز کرد

در گنج های کهن باز کرد

زدریا و خشکی سپه بی شمار

سوی مصر راند از در کارزار

سپهبد بدی رشنواد دلیر

که در جنگ افسوس گفتی به شیر

زبس ترکتازی ایرانیان

به مصر اندر آمد فراوان زیان

ولی کرد طغیان در آن سال نیل

که سیل دمان بست هر سو سبیل

بسی جنگ جستند سودی نبود

زآتش به جز تیره دودی نبود

شهنشاه بودی بسی سالخورد

ورا جانشین بود دارای گرد

اکوس جوان کش دگر پور بود

زدارا دلش سخت رنجور بود

برانگیخت یک خواجه را در نهان

که شه را به دارا کند بدگمان

که دارا به همدستی تیر باز

ابرخون شه آخته چنک آز

وز آن رو به دارا نهانی بگفت

که شه خواهدت کشتن اندر نهفت

ز نیرنگ آن خواجه روسیاه

بکشتند دارا به فرمان شاه

دو شهزاده ی دیگر از یک تنه

که اریاسپا بد و ارشامنه

به دستان اخواست کشتند نیز

یکی را به زهر و دگر تیغ تیز

زاندوه فرزند و رنج سپاه

شه نامور گشت جانش تباه

ادامه‌ی نامهٔ باستان

  1. بخش ۴۲ - فتوحات اخواست در فلسطین و مصربیاراست پس خویشتن، جنگ را
  2. بخش ۴۳ - شمه ای از حال فیلپوسفلیب دلاور به مکدونیا
  3. بخش ۴۴ - کشته شدن اخواستوزین روی اخواس در عیش و نوش
  4. بخش ۴۵ - شاهنشاهی ارزاسبیاراست پس تاج الماس را
  5. بخش ۴۶ - شاهنشاهی دارای سوم معروف به کودمانسیکی مرد بد خودسر و بد کنش
  6. بخش ۴۷ - آمدن اسکندر به ایراندویم سال از شاهیش چون رسید
  7. بخش ۴۸ - جنگ نخستین دارا با اسکندرچو از کار لیدی بپرداخت باز
  8. بخش ۴۹ - دیگر باره لشکر آراستن دارادگر باره دارا سپه کرد ساز
همه‌ی نامهٔ باستان ←

میرزا آقاخان کرمانی درباره‌ی میرزا آقاخان کرمانی

میرزا عبدالحسین کرمانی معروف به میرزا آقاخان کرمانی (زادهٔ ۱۲۳۲ هجری شمسی در بردسیر کرمان، مقتول به سال ۱۲۷۵ هجری شمسی در تبریز) نویسنده، آزادی‌خواه، منتقد و از شخصیتهای دورهٔ مشروطهٔ ایران است. کتاب «نامهٔ باستان» یا «سالارنامه» از وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.