پرش به محتوای اصلی
میرزا آقاخان کرمانی میرزا آقاخان کرمانی

نامهٔ باستان

بخش ۳۲ - جنگ های اردشیر در مغرب

وزان سو چو از مصر پرداخت شاه

به یونان فرستاد از نو سپاه

سپهدارشان ارتباز دلیر

که لیدی بدو داد فرخ زریر

تباک آن یل نامدار گزین

بد آگاه از کار یونان زمین

که چون کشته شد نامور مهرنوش

به افسون آن مردم زرق کوش

چنین رای نیک آن سپهدار زد

که خرس و مگس را به هم افکند

همی تیز کرد آتش فتنه را

به هم ریخت اسپرته و آتنه را

به هم چون در انداخت آن هردوان

به خاک اندر آمد سر جاودان

تمیستوکل کو بد به دریا امیر

به زنهار آمد بر اردشیر

شهنشه بپرسید و بنواختش

به نزدیک خود جایگه ساختش

زخون برادر نیاورد یاد

زیونان یکی بندر او را بداد

وز او شاد ماندند قوم یهود

که بس نیکویی ها برایشان نمود

همان شهر سارو به سر آورید

که دارا به گردش حصاری کشید

یکی انجمن کرد دانش به نام

چهل سال بد در جهان شادکام

ادامه‌ی نامهٔ باستان

  1. بخش ۳۴ - شاهنشاهی داراب بن بهمنبیامد به سر تاج شاهی نهاد
  2. بخش ۳۵ - سرگذشت ساسان پور بهمنبرادر بد او را یکی شیرگیر
  3. بخش ۳۶ - سرکشی مصریان و جنگ داراب با یونانیانسپس مصریان سر برافراشتند
  4. بخش ۳۷ - شاهنشاهی اردشیر ثانی معروف به منسومونپس از مرگ داراب شاه اردشیر
  5. بخش ۳۸ - جنگ های اردشیر در خاک یونانپس از کار سیروس در لیدیا
  6. بخش ۳۹ - جنگ های اردشیر در شیپر و کادوزیندگر شیپریان سر برافراشتند
  7. بخش ۴۰ - جنگ اردشیر با مصریانسپس رفتن مصر را ساز کرد
  8. بخش ۴۱ - شاهنشاهی اکوس (اخواست)اکوس اندر آمد به تخت مهی
همه‌ی نامهٔ باستان ←

میرزا آقاخان کرمانی درباره‌ی میرزا آقاخان کرمانی

میرزا عبدالحسین کرمانی معروف به میرزا آقاخان کرمانی (زادهٔ ۱۲۳۲ هجری شمسی در بردسیر کرمان، مقتول به سال ۱۲۷۵ هجری شمسی در تبریز) نویسنده، آزادی‌خواه، منتقد و از شخصیتهای دورهٔ مشروطهٔ ایران است. کتاب «نامهٔ باستان» یا «سالارنامه» از وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.