پرش به محتوای اصلی
میرزا آقاخان کرمانی میرزا آقاخان کرمانی

نامهٔ باستان

بخش ۲۳ - کشتن دمور سیروس را

وز آن روی سیروس در باختر

تبه گشت بر دست قوم تتر

زنی کش تومیریس گفتند نام

به کین پسر بد بسی تلخ کام

که شاهش به آوردگه کشته بود

ازین رو به خون دل آغشته بود

چو بشنید کان شاه والاتبار

یکی گوشه بگزیده در نوبهار

سپه گرد کرد و یلان را بخواند

سوی کشور بلخ لشکر براند

برید آن سر شاه یزدان پرست

همه باختر کرد چون خاک پست

یک تشت بنهاد پرخون برش

به خون اندر افکند روشن سرش

دمورش به شهنامه خواند است و بس

سیاوس جز این شه نبود است کس

همانا که گرسیوز این جنگ بود

که پنداشتندش دلیری عنود

همانا رزم ارجاسب کامد به بلخ

ازو روز لهراسب شد تار و تلخ

مگر کشتن شاه آزاده بود

که از تخم آکمین لرزاده بود

خوشا وقت آن شهریار گزین

که از آتنه تاخت تا هند و چین

ادامه‌ی نامهٔ باستان

  1. بخش ۲۵ - خروج گماتا و مردن کاوسبه گاهی که از مصر آمد به شام
  2. بخش ۲۶ - پادشاهی اسفندیارخوشا گاه فرخ یل اسفندیار
  3. بخش ۲۷ - جنگ های داریوش و فتوحات اودر ایام این شاه والاتبار
  4. بخش ۲۸ - شاهنشاهی زریر بزرگ و رفتن او به یونانپس از وی زرکسیس کش پور بود
  5. بخش ۲۹ - شمه ای از بزرگی زریر و قصه ی استرو مردخازشاهان فزون بود او را منش
  6. بخش ۳۰ - شاهنشاهی اردشیر دراز دست ملقب به بهمنپس از وی کی نامدار اردشیر
  7. بخش ۳۱ - سرکشی کردن مکابیز با اردشیربرآشفت جنگی مکابیز گرد
  8. بخش ۳۲ - جنگ های اردشیر در مغربوزان سو چو از مصر پرداخت شاه
همه‌ی نامهٔ باستان ←

میرزا آقاخان کرمانی درباره‌ی میرزا آقاخان کرمانی

میرزا عبدالحسین کرمانی معروف به میرزا آقاخان کرمانی (زادهٔ ۱۲۳۲ هجری شمسی در بردسیر کرمان، مقتول به سال ۱۲۷۵ هجری شمسی در تبریز) نویسنده، آزادی‌خواه، منتقد و از شخصیتهای دورهٔ مشروطهٔ ایران است. کتاب «نامهٔ باستان» یا «سالارنامه» از وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.