پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مثنویات

شمارهٔ ۲۶

به ایرانیان روس بیداد کرد

گمانش که ایران تهی شد ز مرد

چو بیشه تهی ماند از نره شیر

شغالان در آیند در وی دلیر

تن خفته را مرده پنداشتند

پدید آمد آن کارزو داشتند

که خسبیده در بستر و مست خواب

تهی باشد از هوش و نیروی و تاب

شبیخون زند دزد مر خفته را

کند سخره فرزانه آشفته را

تنی را که جنبش ندارد ز خویش

نداند بد از خوب و اندک ز بیش

چه بر خاک باشد چه بر تخت عاج

چه در گور خسبد چه اندر دواج

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۸ - موافقت انگلیس و تصدیق بر بستن عهد و پیمانچو روس این سخن گفت با انگلیس
  2. شمارهٔ ۲۹ - نگارش عهدنامهسپس بهر تاراج این تاج و تخت
  3. شمارهٔ ۳۰ - اولتیماتوم روس به ایران و تجاوزات او در سرحدات ایرانچو همراز شد روس با انگلیس
  4. شمارهٔ ۳۱ - تجاوزات همسایگان در جنوب و شمالندیدی مگر کاندرین سال شوم
  5. شمارهٔ ۳۲ - تمثیل از گفتار پهلوان بفرزندچه خوش گفت با پور خود پهلوان
  6. شمارهٔ ۳۳ - یادآوری از شاهان و دلیران باستانکجا شد فریدون زرین کلاه
همه‌ی مثنویات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.