پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مثنویات

شمارهٔ ۳۱ - تجاوزات همسایگان در جنوب و شمال

ندیدی مگر کاندرین سال شوم

که آتش فرو زد بهر مرز و بوم

دو همسایه اندر هیاهو شدند

بما شیر و با دشمن آهو شدند

به هر شهر لشگر کشید انگلیس

به تاراج ده یار شد با رئیس

به هم چشمی او سپهدار روس

به تسخیر ری کوفت ناگاه کوس

همی خواست ما را ازین بوم و بر

براند چو چین از در کاشغر

ازیرا که مان بی زر و زور دید

تنی چند خسبیده در گور دید

چو شیر ژیان خسته شد روزگار

سگ گله را کرد خواهد شکار

کنون گر بهم دست یاری دهیم

به پیروزی امیدواری دهیم

بدان سان که فرمود خیرالبشر

همه یار باشیم با یکدیگر

چو بنیان مرصوص صف برکشیم

وزین کافران سخت کیفر کشیم

نه از روس مانیم یک تن بجای

نه زین انگلیسان بی عهد و رای

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳۳ - یادآوری از شاهان و دلیران باستانکجا شد فریدون زرین کلاه
همه‌ی مثنویات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.