پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مثنویات

شمارهٔ ۱۶

این چه . . . الملک بود ای نور چشم

که نباشد در کلاهش هیچ پشم

هر چه کتبا یا شفاها نزد وی

رفتم و در ناله افتادم چو نی

مرمرا نامد جوابی زین خصوص

گوئیا این خواجه باشد از لصوص

لص و لص لص بود این هر سه دزد

که برد مال کسان بی اجر و مزد

لازم است اکنون تلافیها کنم

شکوه از دنیا و مافیها کنم

مال من وقفست گوئی بر دو جنس

که نباشد این دو جنس از نوع انس

این یکی باشد رفیقت ان اخت

این بهشت تو است و آن یک دوزخت

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۱۸ - در ستایش آب شلف معدنی تنکابنآفریننده شفا و مرض
  2. شمارهٔ ۱۹آن شنیدم که گفت پشه به کیک
  3. شمارهٔ ۲۰بنام ایزدان امشاسپندان
  4. شمارهٔ ۲۱ای تازه عروس مهربانم
  5. شمارهٔ ۲۲بشنو از من داستان مختصر
  6. شمارهٔ ۲۳ - شرایط قضاوتکسی بر حکم بین الناس بگزین
  7. شمارهٔ ۲۴ - تمثیل گرگ و برهآن لحظه که در میان خون خفت
  8. شمارهٔ ۲۵شاعری گفت که در راه حجاز
همه‌ی مثنویات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.