پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

رستم نامه

بخش ۱ - گفتار در ایقاظ و تنبیه غفلت‌زدگان

زمانی که قفقاز را روس برد

ز ایرانیان نام و ناموس برد

از آن روز گُردان و شیراوژنان

سزد گر بپوشند رخت زنان

از آن روز ایرانیان مرده‌اند

که سر بر خط غیر بسپرده‌اند

سران و بزرگان این بوم و بر

نشستند با دلبر سیم‌بر

همه با گوزنان و گوران به دشت

خرامند در گردش و بازگشت

به سر گُل فشاندند بر جای خود

به کف سرخ می جای تیغ کبود

سپاهی که آوای زرینه کوس

ندانسته از بانگ جغد و خروس

سپاهی که هفتاد و هشتاد سال

نه با شیر کوشیده نه با شکال

نه یاران خون دیده مانند میغ

نه گوشش شنیده چکاچاک تیغ

اگر شیر نر پیش روباه روس

تن از بید سازد رخ از سندروس

ادامه‌ی رستم نامه

  1. بخش ۳ - خواهش سیمرغ از رستم برای پیام بردن به بهمن شاهشنیدم که سیمرغ پیروزگر
  2. بخش ۴ - آوردن رستم پیغام سیمرغ را نزد بهمن شاه پور اسفندیارچو دانا به پایان رساند این سخن
  3. بخش ۵ - در خشم شدن بهمن شاه به رستم و پاسخ رستم بر ویچو گفتار و اندرز پیر کهن
  4. بخش ۶ - بار دیگر پاسخ بهمن به رستم و پوزش از گفتار بدشهنشه چو این داستان کرد گوش
همه‌ی رستم نامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.