پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

قصاید

شمارهٔ ۱۳۰ - المطلع الثانی

ای بر کمر زنار سان زلف چلیپا ریخته

لعل لب جان پرورت خون مسیحا ریخته

من در پی نوش لبت جان و دل و دین باختم

گردون نثار غبغبت عقد ثریا ریخته

رویت ز جنت آیه ای مویت ز شب پیرایه ای

بر صبح رویت سایه ای از شام یلدا ریخته

از برگ گل سیمین برت از مشک اذفر افسرت

ایزد تعالی پیکرت از در بیضا ریخته

گرچه تنت نساج صنع از برگ نسرین بافته

گوئی دلت صناع خلق از سنگ خارا ریخته

عکس رخ یار است این یا نور رخسار است این

با جذوه نار است این در طور سینا ریخته

آن فال فیروزش نگر روی دل افروزش نگر

مژگان دلدوزش نگر خون دل ما ریخته

تا ساقی رندان شده آتش بجانها در زده

دامانش در دست آمده گیسویش در پا ریخته

ابروی آن سیمین سلب خونم بریزد بی سبب

چون ماهیار بی ادب کو خون دارا ریخته

بر چهره آن نازنین موسی است خور در آستین

بر طره آن مه جبین مشک است عمدا ریخته

در جشن شه صاحب زمان بادام و شکر هر زمان

از منطق شکرفشان و ز چشم شهلا ریخته

این مطلع آمد خوب‌تر از عقد مروارید تر

چون طوطی طبعم شکر از نطق گویا ریخته

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳۲ - المطلع الرابعتا میر خون دشمنان بر خاک هیجا ریخته
  2. شمارهٔ ۱۳۳ - نکوهش نجدالسلطنهدر خراسان میرزا صدرای نجدالسلطنه
  3. شمارهٔ ۱۳۴ - در ذم وزیر داخلههر که می بینی تو برگرد وزیر داخله
  4. شمارهٔ ۱۳۵ - در تسلیت فرمایدنگار من تن سیمین خود برخت سیاه
  5. شمارهٔ ۱۳۶مرا به روز غدیر آن پریوش دلخواه
  6. شمارهٔ ۱۳۷تبارک الله از این نغزنامهٔ دلخواه
  7. شمارهٔ ۱۳۸ - حکایتگویند از خراسان شد تاجری روانه
  8. شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد ولیخان نصرالسلطنهتا که روز از هفته و هفته ز مه ماه از سنه
همه‌ی قصاید ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.