پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

قصاید

شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد ولیخان نصرالسلطنه

تا که روز از هفته و هفته ز مه ماه از سنه

نگذرد فیروز و فرخ باد نصرالسلطنه

صاحب فرخنده سردار معظم آنکه هست

طلعتش چون آفتاب و فکرتش چون آینه

خانزاد حیدر است و چاکر شه زین سبب

شد دعایش فرض بر هر مؤمن و هر مؤمنه

تا پرستار معارف گشت و پشتیبان علم

بر سر گردون زدند این هر دو خرگاه و بنه

حزم او کوهی ز آسیب تزلزل بیهراس

عزم او سیلی که از کوه آید اندر دامنه

شام تاریک وطن را فکرش افروزد چراغ

همچنان کاندر فروزد آتش از آتش زنه

در سیاست آن چنان غالب که بندد فکرتش

در قلوب خلق بر اندیشه بد روزنه

قدر وی در کشور ما آنچنان باشد عزیز

کاب اندر کام عطشان نان به چشم گرسنه

در سپاه فضل و جیش عدل و اقلیم هنر

اوست سالار نخستین با شکوه و طنطنه

چون شود بر قلب بدخواهان دولت حمله ور

یسرش اندر میسره پیداست یمن از میمنه

با دل بیدار و مغز روشن و رأی درست

ملک را ایمن کند از چشم‌های خائنه

شاد زی در سایه ملک اندرین خرم بهار

ای درخت ملک بارت عز و بیداری تنه

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۴۱این چکامه را در بیست و پنجم محرم یکهزار و سیصد و هشت در باغ زرنق ملک جناب مستطاب حجة الاسلام حاجی میرزا جواد آقای مجتهد تبریزی سلمه الله تعالی ساختم در اینروز جناب مستطاب اجل امیر نظام دام اجلاله با جناب ساعدالملک و نواب نصرة الدوله و جناب مستطاب نظام الع
  2. شمارهٔ ۱۴۲طوبی و همایونا کاندر صف دنیا
  3. شمارهٔ ۱۴۳قصه گیسوی لعبتان طرازی
  4. شمارهٔ ۱۴۴ماه رمضان بنهفت آن چهره نورانی
همه‌ی قصاید ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.