پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۶۲

پیر طریقت گوید: الست بربکم کرامت خدا است و بلی نیکوئی واحسان او است که داعی و مجیب هر دو یکی است و پرسنده و پاسخ گوینده خداوند است آن چنان که خداوند بنده خود را خواند و او را به خود نیوشید و گوش شنوا داد و خود جواب داد و به بنده جواب بخشید

ای سزاوار ثنای خویش ای شکر کننده عطای خویش ای شیرین نماینده بلای خویش بنده بذات خود از ثنای تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز و به توان خود از سزای تو عاجز کریما گرفتار آن دردم که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی؛ من در توچه دانم؟ تو دانی؟ تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی، تو آنی که مصطفی گفت: من ثنای تو را نتوانم شمرد آنگونه که تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی

آنچه خدا از خود نشان داده همانست و صفت او چنان است که خدا از خود بربیان است و مصطفی از او برعیان است

اثبات صفت برای خدا کردن از خویشتن نشاید و تنزیه او را کردن بخویشتن نباید، گوش فرابکتاب و سنت دار آنچه گوید تو بگوی که آنست آنچه خدا نام و صفت خود گفت تو بگوی و آنچه نگفت تو مگوی، که نیست؛ خدا نگفت که من چونم، اگر گفتی که چونم ما (هم) بگفتمی خدا گفت که من هستم نگفت که چون هستم

بدان که آنچه نام مخلوق است مصنوع است و عاریتی و ساخته و مجازی و آنچه نام خالق است همه قدیمند و ازلی و به سزای او حقیقی، هیچ نام از نامهای او جدید نیست، قومی گفتند مخلوق باید باشد تا خالق صادق آید و مرزوق باید باشد تا رازق صدق کند البته نه چنان است که آنان گفتندکه هیچ حدوث را با نام خدا راه نیست آری هیچ مخلوق نبود و خدا خالق بود و هیچ مرزوق نبود و خدا رازق بود

خداوند را نود و نه نام است که بآن نامها نامور است و نه بموسومات مسمی است که خود به ازل در آسمانها و زمین نام گزار است چنانکه در اول آخر است و در آخر اول نه وهمها او را درک کند و نه فهمها علت را شناسد، او در چرا افکنده هر چیز و خود در چرا ناید پس هر که درباره خدا در چرا و چون شد از دایره بندگی برون شد

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۶۴پیر طریقت گوید: مخلص همه از او بیند، عارف همه به او بیند موحد همه او بیند هر هست که نام برند عاریتی است هست حقیقی او است دیگر تهمتی است مرید مزدور است و مراد همان مهمان مزد مزدور در خور او است و پذیرائی مهمان در خور میزبان، مهمان بسته کاری است که در سر آن
  2. بخش ۶۵پیر طریقت گوید: خدایا از بیم تو توانم بود که به جان رسیدم هیچ ندانم که با چنین نفس با چنین کار چون افتادم؟ هیچ عبرت نگرفتم و خلقی بعبرت خود ندیدم هر چند کوشیدم که یک نفس خود را شایسته تو بینم ندیدم، دانی که نه بی تو خود را این روز گزیدم خداوندا مران کسی ر
  3. بخش ۶۶پیر طریقت گوید: الهی از دو دعوی به زینهارم و از هر دو به فضل تو فریاد خواهم از آنکه پندارم به خود چیزی دارم یا پندارم که بر تو حقی دارم، خداوندا از آنجا که بودیم برخاستیم لکن به آنجا نرسیدیم که خواستیم، خدایا هر کس نه کشته خودی است مردار است و مغبون کسی ک
  4. بخش ۶۷پیر طریقت گوید: الها، ای دهنده عطا و پوشنده خطا، الهی کار پیش از آدم و حوا است و عطا پیش از خوف و رجا است اما آدمی به سبب دیدن مبتلا است، خاصه خداوند آن بنده ایست که از سبب دیدن رها است اگر آسیای احوال گردان است قطب مشیت بجا است پس حکم آنست که در ازل راند
  5. بخش ۶۸پیر طریقت گوید: الهی نه دیدار تو را بها است و نه رهی را صحبت سزا است ونه از مقصود ذره ای در جان پیداست! پس این درد و سوز در جهان چرا است؟ پیدا است که بلا را در جهان چند جا است این همه سهم است اگر روزی به این خار خرما است
  6. بخش ۶۹پیر طریقت گوید: خدایا این دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم. خدایا نیارم گفت که این همه چرا بهره من؟ نه دست رسد مرا به معدن چاره من. نوح نهصد و پنجاه سال بر زخم و ضرب و بلا و عناء قوم خویش شکیبایی همی‌کرد و خدای‌را شکر همی‌گفت نه آن بلا و رنج از وی
  7. بخش ۷۰پیر طریقت گوید: خدایا، چه خوش روزی که خورشید جلال تو به‌ما نظر می‌کند‌! چه خوش وقتی که مشتاق از مشاهده جمال تو ما را خبری دهد‌! جان خود را طعمه بازی سازیم که در فضای طلب تو پرورانی کند و دل خود نثار دوستی کنیم که بر سر کوی تو آوازی دهد؛ چون هلال از مسجد ب
  8. بخش ۷۱پیر طریقت گوید: آدمی هر چند کوشید با حکم خدا برنیامد، کوشش بنده بارد ازلی برنیامد عبادت او با داغ خدای برنیامد ایست ما با نه ایست حق بر نیامد جهد ما با مکر نهانی برنیامد مفلس گشتیم کسی را برما رحمت نیامد دنیا به سر آمد و اندوه ما بسر نیامد خدایا نصیب این
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.