پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۲۱

پیر طریقت گوید: آن سر سر حق است و این مردمان صاحب اسرار در پیش کعبه ظاهر بادیه مردم خواراست و در پیش کعبه باطن بادیه اندوه و تیمار

عالمی در وادی عشق تو سرگردان شدند

تا که یابد بر در کعبه قبولت بر و بار

آن کعبه قبله معاملت است و این کعبه قبله مشاهدت و آن موجب مکاشفت واین مقتضی معانیت آن درگاه عزت و عظمت و این بارگاه لطف و مرحمت

کز نباشد قبله عالم مرا

قبله من کوی معشوقست و بس

در زیارت آن کعبه ازار و رداء معلوم است و در زیارت این کعبه ازار تفرید و رداء تجرید است احرام آن لبیک زبان است و احرام این بیزاری از هر دو جهان است

لبیک عاشقان به از احرام حاجیان

کانیست سوی کعبه و آنست سوی دوست

کعبه کجا برم چه برم راه بادیه

کعبه است کوی دلبر و قبله است روی دوست

بر شاخ طرب هزار دستان توایم

دلبسته بدان نغمه دوستان توایم

از دست مده که زیر دستان توایم

بگذار گناه ما که مستان توایم

دل زان خواهم که بر تو نگزیند کس

جان زان که نه زو بی غم عشق تو نفس

تن زان که به جز مهر تواش نیست هوس

چشم از پی آنکه خود تو را بیند و بس

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۲۳پیر طریقت گوید: دل رفت و دوست رفت ندانم که از پس دوست روم یا از پس دل ندا آمد که از پس دوست رو که عاشق دل را از بهر وصال دوست خواهد چون دوست نبود دل را چه کند
  2. بخش ۲۴پیر طریقت گوید: خدایا ای مهربان فریاد رس عزیز آنکس کش با تو یک نفس بادا نفسی که درد نیامیزد کس نفسی که آنرا حجاب ناید از پس!
  3. بخش ۲۵پیر طریقت گوید: خدایا گهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست؟ گهی بتو بنگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟
  4. بخش ۲۶پیر طریقت گوید: ای سزای کرم ای نوازنده عالم نه با وصل تو اندوه است نه با یاد تو غم لا اله الا هو خدائی که نیست معبود به سزا جز او دستگیر خستگان نیست جز توقیع جمال و لطف او نوازنده یتیمان نیست جز منشور کرم او بار خدائی که دلهای دوستان بسته بند وفای او و جا
  5. بخش ۲۷پیر طریقت گوید: خدایا پسندیدگان تو را بتوجستند و بپیوستند، ناپسندیدگان تو را به خود جستند و بگسستند نه او که پیوست به شکر رسید نه او که گسست به عذر رسید ای برساننده در خود و رساننده بخود برسانم که کس نرسید بخود
  6. بخش ۲۸پیر طریقت گوید: توانگری به سه چیز است توانگری مال توانگری خوی توانگری دل، توانگری مال سه چیز است آنچه حلال است محنت و آنچه حرام است لعنت و آنچه فزونی است عقوبت توانگری خوی سه چیز است خرسندی خشنودی جوانمردی و توانگری دل سه چیز است همتی بالاتر از دنیا مرادی
  7. بخش ۲۹پیر طریقت گوید: در هر کس چیزی پیداست در دانشمند نور دین و دانش پیداست در عارف نور مولی پیدا و در واله فناء فی الله پیدا و در صوفی پیداست آنچه پیداست به این زبان از آن نشان دادن ناید راست
  8. بخش ۳۰پیر طریقت گوید: الهی این همه نوازش از تو بهره ماست که در هر نفسی چندین سوز و نور عنایت تو پیداست چون تو مولائی کراست و چون تو دوست کجا است؟ این خود پیغام است و خلعت برجا است خلعت آنست که لهم اجرهم هویدا است باش تافردا که آن اجر کریم و نواخت عظیم که از بهر
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.