پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات نامه

  1. مناجات شمارهٔ ۴۶الهی چون تو توانایی کِرا توان است، در ثناء تو کرا زبان است و بی مهر تو کرا سر و جان است.
  2. مناجات شمارهٔ ۴۷الهی به شناخت تو زندگانیم، به نصرت تو شادانیم و به کرامت تو نازانیم و به عزت تو عزیزانیم.
  3. مناجات شمارهٔ ۴۸الهی ما که به تو زنده‌ایم هرگز کی میریم؟ ما که به تو شادانیم کی اندوهگین شویم؟ ما که به تو نازانیم چون بی تو به سر آریم؟ ما که به تو عزیزیم هرگز چون ذلیل شویم؟
  4. مناجات شمارهٔ ۴۹الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزادا آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است.
  5. مناجات شمارهٔ ۵۰الهی هر که تو را جوید اینقدر راستخیزی باید یا به تیغ ناکامی او را خون ریزی باید هر که قصد تو کند روزش چنین است یا بهرهٔ درویش خود چنین است.
  6. مناجات شمارهٔ ۵۱الهی همگان در فراق می سوزند و دوستدار در دیدار، چون دوست دیده ور گشت دوستدار را شکیبایی چه کار ؟
  7. مناجات شمارهٔ ۵۲الهی با بهشت چه سازم و با حور چه بازم، مرا دیده یی ده که از هر نظری بهشتی سازم.
  8. مناجات شمارهٔ ۵۳الهی گُل بهشت در چشم عارفان خار است و جویندهٔ تو را با بهشت چکار است؟
همه‌ی مناجات نامه ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.