پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات نامه

  1. مناجات شمارهٔ ۴۹الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزادا آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است.
  2. مناجات شمارهٔ ۵۰الهی هر که تو را جوید اینقدر راستخیزی باید یا به تیغ ناکامی او را خون ریزی باید هر که قصد تو کند روزش چنین است یا بهرهٔ درویش خود چنین است.
  3. مناجات شمارهٔ ۵۱الهی همگان در فراق می سوزند و دوستدار در دیدار، چون دوست دیده ور گشت دوستدار را شکیبایی چه کار ؟
  4. مناجات شمارهٔ ۵۲الهی با بهشت چه سازم و با حور چه بازم، مرا دیده یی ده که از هر نظری بهشتی سازم.
  5. مناجات شمارهٔ ۵۳الهی گُل بهشت در چشم عارفان خار است و جویندهٔ تو را با بهشت چکار است؟
  6. مناجات شمارهٔ ۵۴الهی اگر بهشت چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و داغ است.
  7. مناجات شمارهٔ ۵۵الهی بهشت بی دیدار تو زندان است و زندانی بزندان برون نه کار کریمان است.
  8. مناجات شمارهٔ ۵۶الهی اگر بدوزخ فرستی دعوی دار نیستم و اگر به بهشت فرمایی بی جمال تو خریدار نیستم. مطلوب ما بر آر که جز وصال تو طلبکار نیستم.
همه‌ی مناجات نامه ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.