پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات نامه

مناجات شمارهٔ ۱۰۸

الهی گوهر اصطفا در دامن آدم تو ریختی و گرد عصیان بر فرق ابلیس تو بیختی و این دو جنس مخالف را با هم آمیختی، از روی ادب اگر بد کردیم بر ما مگیر که گرد فتنه تو انگیختی.

ادامه‌ی مناجات نامه

  1. مناجات شمارهٔ ۱۱۰الهی من غلام آن معصیتم که مرا بعذر آرد و ازآن طاعت بیزارم که مرا به عجُب آرد.
  2. مناجات شمارهٔ ۱۱۱الهی گدای تو بکار خود شادان است، هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است.
  3. مناجات شمارهٔ ۱۱۲الهی غیر از المهای تو جای شادی نیست و جُز از بندگیت روی آزادی نیست
  4. مناجات شمارهٔ ۱۱۳الهی کار ااگر بگفتار است بر سر همه گویندگان تاجم و اگر بکردار است چون سلیمان بموری محتاجم
  5. مناجات شمارهٔ ۱۱۴الهی کدام درد بود ازین بیش که معشوق توانگر و عاشق درویش.
  6. مناجات شمارهٔ ۱۱۵الهی من کیستم که ترا خواهم چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه می پندارم کمترم و از هر دمی که می شمارم بد ترم.
  7. مناجات شمارهٔ ۱۱۶الهی بر سر از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و رُخ از شرم گناه زرد داریم.
  8. مناجات شمارهٔ ۱۱۷الهی از مدت ارزومندی روزی ماند و از درد فراق بدل سوزی ماند.
همه‌ی مناجات نامه ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.