پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۲۴۸الهی کدام زبان به ستایش تو رسد؟ کدام خرد صفت تو را برتابد، کدام شکر با نیکوئی تو برابر آید، کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد
  2. شمارهٔ ۲۴۹خدایا از ما هر که بینی معیوب بینی، هر کردار بینی همه با تقصیر بینی، با اینهمه باران رحمت تو باز نایستد و جز گل کرم نروید، چون با دشمن با چنان پس با دوستان چه اندازه و چه پایان
  3. شمارهٔ ۲۵۰الهی این سوز امروز ما دردآمیز است نه طاقت بسر بردن و نه جای گریز است این چه تیغ است که چنین تیز است، نه جای آرام و نه روی پرهیز است
  4. شمارهٔ ۲۵۱الهی هر کس بر چیزی است و من ندانم بر چه ام، بیمم آنست که کی دانسته شود که من کیم؟
  5. شمارهٔ ۲۵۲الهی این تن کان حسرت است و دل من مایه درد و محنت، می نیارم گفت کاین همه چرا بهره من نه دست رسد مرا بر کان چاره من
  6. شمارهٔ ۲۵۳الهی بقدر تو نادانم، سزای تو را ناتوانم به بیچارگی خود سرگردانم و روز بروز در زیانم، چون منی چون بود؟ چنانم و از نگریستن در تاریکی بفغانم که خود هستمان را بر هیچ دانم و چشم بر روزی دارم که تو مانی و من نمانم، چون من کیست؟ اگر آن روز به بینم به جان فدای آن
  7. شمارهٔ ۲۵۴الهی در دل دوستانت نور عنایت پیداست و جانها در آرزوی وصالت حیران و شیداست
  8. شمارهٔ ۲۵۵چون تو مولی کراست؟ چون تو دوست کجاست؟ هر چه دادی نشان است و آئین فرد است، آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجاست، نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جمال
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.