پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات پیر انصار

شمارهٔ ۲۵۵

چون تو مولی کراست؟ چون تو دوست کجاست؟ هر چه دادی نشان است و آئین فرد است، آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجاست، نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جمال

روزی که سر از پرده برون خواهی کرد

دانم که زمانه را زبون خواهی کرد

گر زیب و جمال از این فزون خواهی کرد

یارب چه جگرهاست که خون خواهی کرد

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۲۵۷الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است، وگر جان در سر دوستی کرد شاید، که دوست را بجای جان است غرق شده آب نه بیند که گرفتار آن است به روز چراغ نیفروزند که روز خود چراغ جهان است
  2. شمارهٔ ۲۵۸الهی چون با خود نگرم و کردار ز خود بینم گویم از من زارتر کیست؟ و چون با تو نگرم و خود را در بندگی تو بینم گویم از من بزرگوارتر کیست؟
  3. شمارهٔ ۲۵۹الهی، گاهی که بخود می نگرم همه سوز و نیاز شوم و گاهی که باونگرم همه راز و ناز شوم، چون بخود نگرم گویم:
  4. شمارهٔ ۲۶۰الهی تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی چنانی عظیم شأنی و بزرگ احسانی، عزیز سلطانی، دیان و مهربانی، هم نهانی و هم عیانی، دیده را نهانی وجانرا عیانی من سزای تو ندانم و تو دانی
  5. شمارهٔ ۲۶۱الهی آنچه بر سر ما آید بر سر کسی نیاید، دیده که بنظاره تو آید هرگز باز پس نیاید، اصل وصال دل است و باقی زحمت آب و گل
  6. شمارهٔ ۲۶۲الهی نظر خود بر ما مدام کن و ما را برداشته خود نام کن و بوقت رفتن بر جان ما سلام کن
  7. شمارهٔ ۲۶۳الهی زبانم در سر ذکر شد و ذکر در سر مذکور، دل در سر مهر شد و مهر در سر نور جان در سر عیان شد و عیان از بیان دور
  8. شمارهٔ ۲۶۴الهی نه نیستم نه هستم نه بریدم نه پیوستم، نه به خود بیان بستم، لطیفه بودم از آن مستم اکنون زیر سنگ است دستم
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.