پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۲۴۱الهی از خود تو هر مفلسی را نصیبی و از کرم تو هر دردمندی را طبیبی و از وسعت رحمت تو هر کسی را سهمی است
  2. شمارهٔ ۲۴۲ای یار بارم ده تا داستان درد خود به تو پردازم، بردرگاه تو میزارم و در امید بیم تو می نازم، یک نظر در من نگر تا دو گیتی به آب اندازم
  3. شمارهٔ ۲۴۳مهر تو به مهر خاتم ندهم
  4. شمارهٔ ۲۴۴الهی هر چند ما گنه کاریم تو غفاری هر چند ما زشت کاریم تو ستاری، پادشاها گنج فضل تو داری و بی نظیر و بی یاری، سزاست که خطاهای ما را درگذاری
  5. شمارهٔ ۲۴۵الهی به نشانت بینندگانیم، به نامت زندگانیم، بفضلت شادانیم، به مهرت نازانیم از جام مهر تو مست مائیم، صید عشق تو در دام مائیم
  6. شمارهٔ ۲۴۶زنجیر معنبر تو دام دل ماست
  7. شمارهٔ ۲۴۷الهی دانی که من به خود به این ورزم، و نه بکفایت خود شمع هدایت افروزم، از من چه آید؟ و از کردار من چه گشاید، طاعت من به توفیق تو، خدمت بهدایت تو، توبه من برعایت تو، شکرمن با نعام تو، ذکر من بالهام تو همه توئی من کیم اگر فضل تو نباشد من برچه ام،
  8. شمارهٔ ۲۴۸الهی کدام زبان به ستایش تو رسد؟ کدام خرد صفت تو را برتابد، کدام شکر با نیکوئی تو برابر آید، کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.