پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات پیر انصار

شمارهٔ ۲۳۶

الهی دوستان تو سران و سرهنگانند و بی گنج و خواسته توانگرانند و بنام درویشانند و بحقیقت توانگران جهان خود ایشانند، دردها دارند و از گفتن آن بیزبانند

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۲۳۸خداوندا من قدر و شأن تو را ندانم و سزای تو را ناتوانم و در بیچارگی خود سرگردانم و روز بروز بر زیانم
  2. شمارهٔ ۲۳۹خدایا من کیستم که بر درگاه تو زارم یا قصه درد خود بتو پردازم
  3. شمارهٔ ۲۴۰الهی ای راهنما به کرم، فروماندم در حیرت یکدم، آن کدام است؟ دمی که نه حوا در آن گنجد نه آدم، اگر من آن دم بیابم چون من کیست؟ بیچاره و زنده ای که بی نفسش باید زیست
  4. شمارهٔ ۲۴۱الهی از خود تو هر مفلسی را نصیبی و از کرم تو هر دردمندی را طبیبی و از وسعت رحمت تو هر کسی را سهمی است
  5. شمارهٔ ۲۴۲ای یار بارم ده تا داستان درد خود به تو پردازم، بردرگاه تو میزارم و در امید بیم تو می نازم، یک نظر در من نگر تا دو گیتی به آب اندازم
  6. شمارهٔ ۲۴۳مهر تو به مهر خاتم ندهم
  7. شمارهٔ ۲۴۴الهی هر چند ما گنه کاریم تو غفاری هر چند ما زشت کاریم تو ستاری، پادشاها گنج فضل تو داری و بی نظیر و بی یاری، سزاست که خطاهای ما را درگذاری
  8. شمارهٔ ۲۴۵الهی به نشانت بینندگانیم، به نامت زندگانیم، بفضلت شادانیم، به مهرت نازانیم از جام مهر تو مست مائیم، صید عشق تو در دام مائیم
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.