پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات پیر انصار

شمارهٔ ۱۶۹

الهی مران کسی را که تو خود خواندی، آشکار مکن گناهی را که تو خود پوشیدی، کریما خود برگرفتی و کس نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی مگذار و در سایه لطف خود میدار و جز به فضل و رحمت خود مسپار الهی آب عنایت تو به سنگ رسید، سنگ بار گرفت، درخت رویانید درخت میوه بار گرفت چه درختی؟ درختی که بارش همه شادی، مزه اش همه انس و بویش همه آزادی، درختی که ریشه آن در زمین وفا، شاخ آن برای رضا، میوه آن معرفت و صفا، حاصل آن دیدار و لقاء

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۱۷۱الهی بنام تو جانها اسیر پیغام تو، عارف افتاده بدام تو، مشتاقان مست مهر از جام تو خوشا بحال کسی که از این جام شربتی چشید یا در این راه منزلی برید، دل وی بنور حق افروخته و بروح انس زنده و بفر وصال فرخنده، گهی در حیرت شهود مکاشف جلال، گهی در بحر وجود غرقه لط
  2. شمارهٔ ۱۷۲در عشق تو من کیم که در منزل من
  3. شمارهٔ ۱۷۳الهی از وجود تو هر مفلسی را نصیبی و از کرم تو هر دردمندی را طبیبی است، از سعت رحمت تو هر کسی را بهره ای و از بسیاری بخشش تو هر نیازمندی را قطره ایست، بر سر هر مؤمن از تو تاجی است و در دل هر محب از تو سراجی است هر شیفته ای را با تو سر و کاری است و هر منتظر
  4. شمارهٔ ۱۷۴الهی این چه بدتر روزی است، ترسم که مرا از تو جز حسرت نه روزی است
  5. شمارهٔ ۱۷۵خداوندا از بخت خود چون پرهیزم و از بودنی کجا گریزم؟ و ناچاره را چه آمیزم، و در هامون کجا گریزم
  6. شمارهٔ ۱۷۶کریما دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم نیارم گفت که اینهمه چرا بهره من نه دست رسد مرا چاره من
  7. شمارهٔ ۱۷۷الهی ای گشاینده زبان مناجات گویان و انس افزای خلوتهای ذاکران و حاضر نفسهای رازداران
  8. شمارهٔ ۱۷۸خداوندا در حاجت کسی نظر کن که او تو را یک حاجت بیش نیست
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.