پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۱۸۰الهی بهر صفت که هستم بر خواست تو موقوفم، به هر نام که مرا خوانند به بندگی تو معروفم تا جان دارم رخت از این کوی برندارم، هر کس که تو آن اوئی بهشت او را بنده است و آن کس که تو در زندگانی او هستی زنده جاوید است
  2. شمارهٔ ۱۸۱خداوندا گفتار تو راحت دل است و دیدار تو زندگی جان، زبان بیاد تو نازد و دل به مهر و جان به عیان الهی اگر تو فضل کنی، دیگران چه داد و چه بیداد، و اگر تو عدل کنی فضل دیگران چون باد خداوندا آنچه من از تو دیدم، دو گیتی بیاراید، شگفت آنکه جان من از تو نمی آید
  3. شمارهٔ ۱۸۲الهی چند نهان باشی و چند پیدا؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا، تا کی در استتار و تجلی کی بود آن تجلی جاودانی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۳خداوندا چند خوانی و رانی، بگداختم در آرزوی روزی که در آن روز تو مانی، تا کی افکنی و برگیری، این چه وعده است بدین درازی و بدین دیری؟
  5. شمارهٔ ۱۸۴الهی این بوده و هست و بودنی، من بقدر شأن تونادانم و سزای تو را نتوانم در بیچارگی خود گردانم، روز بروز برزیانم، چون منی چون بود از نگریستن، در تاریکی بفغانم که خود بر هیچ چیز هست ماندنم ندانم، چشم بر روی دارم که تو مانی و من نمانم، چون من کیست اگر آن روز ب
  6. شمارهٔ ۱۸۵الهی روزگاری تو را می جستم خود را مییافتم، اکنون که خود را می جویم تو را مییابم، ای محب را یاد و انس را یادگار، چون حاضری این جستن بچه کار؟
  7. شمارهٔ ۱۸۶الهی یافته میجویم، با دیده ور می گویم که دارم چه جویم، که می بینم چه گویم؟ شیفته این جست و جویم، گرفتار این گفت و گویم، ای پیش از هر روز و جدا از هر کس مرا در این سوز هزار مطرب نه بس
  8. شمارهٔ ۱۸۷الهی به عنایت ازلی تخم هدایت کاشتی، به رسالت پیمبران آب دادی، به یاری و توفیق پروردی به نظر خود بارآوردی
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.