پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۱۱۱الهی مرکب وا ایستاد و قدم بفرسود، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود
  2. شمارهٔ ۱۱۲الهی اگر کسی تو را به جستن یافت من تو را بگریختن یافتم، اگر کسی تو را به ذکر کردن یافت من تو را به خود فراموش کردن یافتم، اگر کسی ترا بطلب یافت من خود طلب از تو یافتم
  3. شمارهٔ ۱۱۳خدایا وسیلت به تو هم توئی، اول تو بودی و آخر هم توئی
  4. شمارهٔ ۱۱۴تا در ره عشق او مجرد نشوی
  5. شمارهٔ ۱۱۵الهی ای مهیمن اکرم، ای محتجب معظم، ای متجلی به کرم، ای قسام پیش از لوح و قلم بادا روزی که باز رهم از زحمت حوا و آدم، آزاد شوم از بند وجود و عدم، از دل بیرون کنم این حسرت و ندم و با دوست بیاسایم یک دم
  6. شمارهٔ ۱۱۶الهی ای نزدیکتر به ما ازما، مهربانتر از ما به ما، نوازنده ما بی ما، بکرم خویش نه بسزای ما هر چه کردیم تاوان بر ما هرچه تو کردی باقی برما، هرچه کردی بجای ما، بخود کردی نه سزای ما
  7. شمارهٔ ۱۱۷الهی ای حجت را یاد و انس را یادگار، خود حاضری ما را جستن چه کار؟
  8. شمارهٔ ۱۱۸الهی هر کسی را امیدی و امید رهی دیدار، رهی رابی دیدار نه به مزد نیاز است نه با بهشت کار
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.