پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۱۲۰الهی یافته می جویم، با دیده ور میگویم چه جویم که دارم، که بینم چه گویم، شیفته این جست و جویم، گرفتار این گفت و گویم
  2. شمارهٔ ۱۲۱الهی تو موجود عارفانی، آرزوی دل مشتاقانی، یاد آور زبان مداحانی، چونت نخوانم که نیوشنده آواز راعیانی، چونت نستایم که شاد کننده دل بندگانی، چونت ندانم که زین جهانی، چونت دوست ندارم که عیش جانی
  3. شمارهٔ ۱۲۲یارب ز شراب عشق سرمستم کن
  4. شمارهٔ ۱۲۳الهی تابنده را خواندی بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید قدر او پیداست، کیسه تهی و باد پیماست، این کار پیش از آدم و حواست و عطا بیش از خوف و رجاست اما آدمی بسبب دیدن مبتلاست، به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با
  5. شمارهٔ ۱۲۴ای دوست بجملگی تو را گشتم من
  6. شمارهٔ ۱۲۵الهی اگر کسی ترا بطلب یافت من خود طلب از تو یافتم، اگر کسی ترا به جستن یافت من بگریختن یافتم
  7. شمارهٔ ۱۲۶خداوندا چون وجود تو پیش از طلب و طالب است طالب از آن جهت در طلب است که بیقراری بر او غالب است، عجب آنست که یافت نقد شد و طلب برنخاست، حق دیده ور شد و پرده عزت بجاست
  8. شمارهٔ ۱۲۷الهی چه شود که دلم را بگشائی و از خود مرهمی برجانم نهی، من سود چون جویم که دو دستم از مایه تهی، نگر که بفضل خود افکنی مرا در روز بهی
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.