پرش به محتوای اصلی
عبادی مروزی عبادی مروزی

مناقب الصوفیه

بخش ۲ - آغاز سخن

شکر و سپاس خداوندی را که به خداوندی سزاست، و حمد و ثنا پادشاهی را که در خداوندی سزای ثناست. خداوندی که این سقف رفیع برکشیدهٔ اوست و این فرش وضیع گستریدهٔ اوست.

و صد هزار صلوات و تحیات به جان پاک و روضهٔ خاک مصطفی باد که سید انبیاست و شفیع روز قضاست، و بر صحابه و اهل بیت وی که محبت ایشان سبب ماست، و سلم تسلیماً کثیرا.

اما بعد، مدتهاست که تا متقاضی طبع این ضعیف را می‌کردکه تا جمعی سازد در بیان طریقت و حالات اهل حقیقت. لیکن جواذب هم طالبان در می‌بایست، هر چند روزگار کم آشکارا می‌کند و گل‌جد در دلها کم شکفته می‌گردد، و چون جایی گل بشکفد تعجبها پدید آید و رغبتها صادق شود.

پس ازینجمله درین وقت جوانی که آراسته صورت بود در شریعت و پیراسته صفت بود در طریقت از سر صدقی تمام به حکم جدی که داشت درخواست کرد بر طریق سؤال که تا ورقی چند نبشته شود در احوال و اعمالاهل صفهتا حقایق ایشان معلوم شود.

چون اثر جد او بدیدم و نشان صدق او بیافتم بند کاهلی از خاطرم برخاست و خاطرم گشاده شد و بنیاد درخواست او نهاده شد. بر موافقت وقت مدد توفیق اتفاق افتاد «در» نبشتن این فصول.

هر چند حقایق تصوف از آن عالی‌تر است که هر کس در آن معنی به عبارت تصوف تواند کرد و اسرار طریقت از آن کامل‌ترست که هر خاطر بدو تواند رسید، اما از حدود احوال و رسوم متصوفه فصلی چند یاد کنیم به مدد صدق سایل که رسول فرموده است که حق همت عالی دوست دارد، و علو همت درآن پدید آید که مرد طالب اسرار باشد که بیشترین خلق از آن غافل باشند، و چون محبت حق ‑سبحانه و تعالی‑مدد دهد از برکت آن جز صواب نتواند بود.

بدان قوت این دلیری کرده آمد. اما اعتماد بر کرم الهیت است. و مدد از توفیق، انشاء اللّه تعالی.

ادامه‌ی مناقب الصوفیه

  1. بخش ۴ - باب در فضل صوفیبدان که فضل صوفی بر دیگر آدمیان از سه وجه تواند بود: از کتاب، و از سنت، و از عقل. و این هر سه در سه فصل یاد کنیم.
  2. بخش ۵ - فصل اول: از روی کتاببدان که ابتدای احوال این جماعت از عهد رسول ظاهر شده است که در روزگار او جماعتی بوده‌اند از متصوفه که همهٔ معانی تصوف دریشان جمع بود. این طریق از آن عهد ممهد شد، و همچنین خواهد بود الی یوم القیامة.
  3. بخش ۶ - فصل دوم: از روی سنترسول ‑صلی الله علیه و سلم و آله - فرموده است که بهترین خلق کسانی‌اند معرض باشند و از خلق دور، و به حق نزدیک. واین صفت اهل تصوف است.
  4. بخش ۷ - فصل سوم: در تفضیل ایشان از روی عقلهر آنکه ظاهر و باطن آراسته گردانید بهترین خلق او باشد، و این معنی در ده خصلت پدید آید:
  5. بخش ۸ - اصل اول از رکن اول: در بیان احوال و اعمال ایشان در معاملات ظاهربدان که روزگار ایشان پیوسته مقصور باشد بر اعمال پسندیده و متابعت سنت و موافقت شریعت،و گفته‌ایم که معاملات ایشان بر دو قسم است: یکی ظاهر و یکی باطن.
  6. بخش ۹ - فصل اول: در زهدبدانکه بهترین اعمال و نیکوترین افعال بنده را زهد است و زهد دور بودن است از آنچه سخط شرع بدان پیوسته باشد و احتراز گزیر بود از وی. و ابتدا قدم در اسلام ترک زیادتهاست و حقیقت زهد ترک زیادتیها است که مانع دین است. و قال «من حُسن اسلام المَرء ترکه ما لا یعنیه
  7. بخش ۱۰ - فصل دوم: در تقویبدان که هیچ قوم بر حق‌تعالی عزیزتر ازین قوم که اهل تقوی‌اند نیست که «ان اکرمکم عند اللّه اتقیکم».
  8. بخش ۱۱ - فصل سوم: در آداب طهارتبدان که بنیاد اسلام بر پاکی نهاده است.قال النبی «بنی‌الاسلام علی النظافة». و پاکی طهارت آب است. و اصل عبادت نماز است. قال النبی‑علیه الصلوة والسلام‑«الصلوة عماد الدین» و اصل عبادت نماز است.نماز حضور«ست»، و حضور بی‌طهارت راستنیاید و این طهارت به غفلت نتوان
همه‌ی مناقب الصوفیه ←

عبادی مروزی درباره‌ی عبادی مروزی

قطب الدّین ابو منصور مظفر بن اردشیر سنجی عبادی مروزی (زاده به سال ۴۹۱ هجری قمری در روستای سنج عباد از قراء مرو، درگذشته به سال ۵۴۷ هجری قمری در عسکر خوزستان) ملقب به امیر و معروف به امیر قطب‌الدین یا قطب عبادى، واعظ، فقیه و محدث قرن ششم هجری است. وى از نصرالله خشنامى و عبدالغفار شیروى و عده‌اى دیگر حدیث شنید. او از طر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.