پرش به محتوای اصلی
عبادی مروزی عبادی مروزی

مناقب الصوفیه

بخش ۶ - فصل دوم: از روی سنت

رسول ‑صلی الله علیه و سلم و آله - فرموده است که بهترین خلق کسانی‌اند معرض باشند و از خلق دور، و به حق نزدیک. واین صفت اهل تصوف است.

و نیز گفته است خدای‑ عزوجل ‑ را بندگانی‌اند که ایشان را نبوت و شهادت نباشد، اما در درجهٔ انبیا و شهدا باشند. روز قیامت نور دل ایشان غالب باشد بر همهٔ انوار. گفتند یا رسول اللّه ایشان چه قوم باشند؟ گفت کسانی که هرگز دل در دنیا نبندند و برای قوت خود رنجور نباشند و به هیچ سبب از حق تعالی باز نمانند و همیشه راه توکل سپرند. به تن با خلق باشند و به دل با حق. هر کجا ازیشان یکی باشد هرگز آنجا عذاب نرسد و بلا راه نیابد. نور حق باشد در تاریکیها.

اخبار در تفضیل ابشان بسیار آمده است.

روی عبدالرحمن السلمی عن عبداللّه بن احمد بن جعفر الشیبانی عن احمد بن محمد بن علی المروزی عن احمد بن عبداللّه الجوباری عن ابن سالم عن مالک دینار عن الحسن عن ابی هریرة عن رسول اللّه صلی الله علیه و سلم ‑قال: «من سره ان یجلس مع اللّه. فلیجلس مع اهل التصوف»، هر که آرزومند مجالست حق تعالی باشد بروی باد که با اهل تصوف نشیند. واین بزرگ تشریفی است.

و در خبر است هم بدین روایت که از رسول پرسیدند «من اقرب الناس الی اللّه یوم القیامة؟ فقال الانبیاء، ثم الشهدا، ثم اهل التصوف». و این بزرگ نواختی است از حضرت نبوت ایشان را.

و در تفضیل این جماعت هیچ حدیث کامل‌تر و جامع‌تر ازین نیافتم که نقل کردم، و به صحت نزدیکتر، و این روایت اینجا لایق‌تر، و در فضل این حدیث این قدر کفایت است.

ادامه‌ی مناقب الصوفیه

  1. بخش ۸ - اصل اول از رکن اول: در بیان احوال و اعمال ایشان در معاملات ظاهربدان که روزگار ایشان پیوسته مقصور باشد بر اعمال پسندیده و متابعت سنت و موافقت شریعت،و گفته‌ایم که معاملات ایشان بر دو قسم است: یکی ظاهر و یکی باطن.
  2. بخش ۹ - فصل اول: در زهدبدانکه بهترین اعمال و نیکوترین افعال بنده را زهد است و زهد دور بودن است از آنچه سخط شرع بدان پیوسته باشد و احتراز گزیر بود از وی. و ابتدا قدم در اسلام ترک زیادتهاست و حقیقت زهد ترک زیادتیها است که مانع دین است. و قال «من حُسن اسلام المَرء ترکه ما لا یعنیه
  3. بخش ۱۰ - فصل دوم: در تقویبدان که هیچ قوم بر حق‌تعالی عزیزتر ازین قوم که اهل تقوی‌اند نیست که «ان اکرمکم عند اللّه اتقیکم».
  4. بخش ۱۱ - فصل سوم: در آداب طهارتبدان که بنیاد اسلام بر پاکی نهاده است.قال النبی «بنی‌الاسلام علی النظافة». و پاکی طهارت آب است. و اصل عبادت نماز است. قال النبی‑علیه الصلوة والسلام‑«الصلوة عماد الدین» و اصل عبادت نماز است.نماز حضور«ست»، و حضور بی‌طهارت راستنیاید و این طهارت به غفلت نتوان
  5. بخش ۱۲ - فصل چهارم: در ذکر کردن ایشانبدان که حق تعالی اهل حقیقت را به هیچ کار چندان نفرمود که بر ذکر خود که «یا ایها الذین آمنوااذکرو اللّه ذکرا کثیراً». ذکر بسیار حضور و دوستی است. کسی که چیزی را دوست دارد همگی خود بدو دهد. قال رسول اللّه «من احب شیئاً اکثر ذکره». تا در دل محبت حق تعالی پدی
  6. بخش ۱۳ - فصل پنجم: در مجاهدتبدان که هیچ راهی که آدمی در وی قدم زند نیکوتر و پاکتر از مجاهدت نیست. و مجاهدت مخالفت است هر چیزیرا که رقم انسانیت بر وی باشد و ثمرهٔ او راه نمودن است به حق تعالی، «والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا». چون کسی برای او همه چیزها را دست بدارد، لابد او نیز همه
  7. بخش ۱۴ - اصل دوم: در احوال ظاهر ایشانو درین اصل شرحی از احوال ایشان گفته آیدکه ایشان را احوالی است بر خلاف آنچه خلق را معتاد است و مدار آن جمله بر سنت است.
  8. بخش ۱۵ - فصل اول: در جامهٔ مرقع پوشیدنبدان که عادت سالکان و مفردان متصوفه آن است که مرقع پوشند برای خشونت را. از آنکه هر جامهٔ فاخرکه مردم در پوشند رعونت اوبدان زنده شود. تکبر در وی پدید آید. پس از بهر آنکه تا شکستگی در مراد نفس ایشان پدید آید، مخالفت اختیار بشریت را مرقع پوشند. تاهر گه چه در
همه‌ی مناقب الصوفیه ←

عبادی مروزی درباره‌ی عبادی مروزی

قطب الدّین ابو منصور مظفر بن اردشیر سنجی عبادی مروزی (زاده به سال ۴۹۱ هجری قمری در روستای سنج عباد از قراء مرو، درگذشته به سال ۵۴۷ هجری قمری در عسکر خوزستان) ملقب به امیر و معروف به امیر قطب‌الدین یا قطب عبادى، واعظ، فقیه و محدث قرن ششم هجری است. وى از نصرالله خشنامى و عبدالغفار شیروى و عده‌اى دیگر حدیث شنید. او از طر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.