رخش، اسب نامدار رستم، در هفتخوان شیری را کشت تا خواب رستم آشفته نشود و تا پایان، در چاه شغاد، همراه سوارش ماند.
یار وفادار
رستم از میان گلهای، کرهاسبی با رنگ گلگون و خالدار برگزید که هیچ کمندی را برنمیتافت جز کمند رستم. در خوان نخست، شبی که رستم خفته بود، رخش با شیری جنگید و آن را کشت. در خوان سوم، رخش بارها رستم را از آمدن اژدها آگاه کرد.
پایان
در شکارگاه شغاد، رخش بوی خاک تازهکنده را شنید و از رفتن سر باز زد؛ رستم خشمگین تازیانه زد و رخش در چاه افتاد.
منابع
- شاهنامه، هفتخوان رستم؛ کشته شدن رستم